ميرزا حسن حسينى فسايى
139
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
پارس و شهرستانهاى آن در شاهنامه پارس كه در كتيبههاى هخامنشى به صورت Parsa ( ) آمده است « 1 » در اصل نام يكى از اقوام جنوبى ايران است كه مقر ايشان نيز « پارس » نام داشته است . از اين قوم دو خاندان بزرگ هخامنشى و ساسانى به پادشاهى ايران رسيدند و يونانيان ، Persai را از نام اين قوم گرفتند و به تمام ايران اطلاق كردند و ازين رو Persia يا Perse كه معرب آن « فارس » است ، در زبانهاى اروپائى به همه ايران اطلاق گرديد . « 2 » در كتيبه مزار داريوش در نقش رستم مىخوانيم كه داريوش خود را از حيث نسب پسر ويشتاسپ و از لحاظ دودمان ، هخامنشى و از جهت طايفه پارسى و از حيث ملت آريائى مىنامد . « 3 » در آنجا آمده است : « من داريوش شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه كشورهاى شامل همهگونه مردم ، شاه در اين زمين دورودراز پسر ويشتاسپ هخامنشى ، پارسى ، پسر پارسى ، آريائى ، داراى نژاد آريائى . « 4 » و در جائى ديگر در همين كتيبه آورده است كه او و سپاهيانش پارسى بودهاند : « . . . اگر فكر كنى كه چند بود آن كشورهائى كه داريوش شاه داشت پيكرها را ببين كه تخت را مىبرند آنگاه خواهى دانست . . . كه نيزه مرد پارسى دور رفته . . . آنگاه به تو معلوم مىشود كه مرد پارسى خيلى دور از پارس جنگ كرده است » . « 5 » در باب وجه تسميه پارس ، ابن فقيه همدانى مورخ نامدار قرن سوم مىنويسد « فارس را به نام فارس بن طهمومرث نام كردهاند و پارسيان به دو منسوبند چه ايشان از فرزندان اويند « 6 » » اما ابن بلخى در فارسنامه مىنويسد : « ولايت پارس منسوب است به پارس و اين پارس منسوب است به پهلو و پهلوى بدين پهلو ، و پارس ولايتى است سخت نيكو چنان كه هم سهل است و
--> ( 1 ) . شارپ ، ولف نارمن ، فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 148 ، شيراز ، خرداد 1343 . ( 2 ) . معين ، دكتر محمد ( مصحح ) برهان قاطع ، حاشيه 8 ، ص 349 ، برهان قاطع ، جلد اول ، تهران 1330 . ( 3 ) . كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ترجمه رشيد ياسمى ، ص 29 ، چاپ سوم ، تهران ، 1345 . ( 4 ) . شارپ ، ولف نارمن ، فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 79 ، شيراز ، خرداد 1343 . ( 5 ) . شارپ ، ولف نارمن ، فرمانهاى شاهنشاهان هخامنشى ، ص 81 ، شيراز ، خرداد 1343 . ( 6 ) . ابن فقيه ، البلدان ، ترجمه مسعود ، ص 8 .